پراکنده گویی های فلب من - به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل






درباره نویسنده
پراکنده گویی های فلب من - به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

لوگوی وبلاگ
پراکنده گویی های فلب من - به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل


موسیقی وبلاگ


عضویت در خبرنامه
 
آمار بازدید
بازدید کل :371493
بازدید امروز : 9
 RSS 

   

 
رخ  تو در دلم افتاد...
دوست داشتم بودی
یه دست شطرنج بازی میکردیم
کیش و مات، نه!
دلم میخواست امشب
 آچمزت کنم
به تلافی
نگاهت
...
پ.ن. یهو اومد خودش هرچند بی ربط ِ بی ربط نبود شاید هم هست اما خودم نمیدونم!
پ.ن. میخوام بهش مسیج بزنم هی دو دو تا چهارتا میکنم!جور در نمیاد؛ دلم نمیاد توی سرمستیش مزاحمش بشم ... میگه حسّم میکنه پس خدا کنه بفهمه دلم واسش تنگ شده ...(10 شب)
ساعت 11 مسیجش رسید... فدای عاشقانه‏هاش که منو هم جا داده ....


»Mrs. Shin ساعت 12:49 صبح روز یکشنبه 87 فروردین 25

<   <<   26   27   28   29   30   >>   >
Lilypie Second Birthday tickers