
دوست داشتم بودی
یه دست شطرنج بازی میکردیم
کیش و مات، نه!
دلم میخواست امشب
آچمزت کنم
به تلافی
نگاهت
...
یه دست شطرنج بازی میکردیم
کیش و مات، نه!
دلم میخواست امشب
آچمزت کنم
به تلافی
نگاهت
...
پ.ن. یهو اومد خودش هرچند بی ربط ِ بی ربط نبود شاید هم هست اما خودم نمیدونم!
پ.ن. میخوام بهش مسیج بزنم هی دو دو تا چهارتا میکنم!جور در نمیاد؛ دلم نمیاد توی سرمستیش مزاحمش بشم ... میگه حسّم میکنه پس خدا کنه بفهمه دلم واسش تنگ شده ...(10 شب)
ساعت 11 مسیجش رسید... فدای عاشقانههاش که منو هم جا داده ....
پ.ن. میخوام بهش مسیج بزنم هی دو دو تا چهارتا میکنم!جور در نمیاد؛ دلم نمیاد توی سرمستیش مزاحمش بشم ... میگه حسّم میکنه پس خدا کنه بفهمه دلم واسش تنگ شده ...(10 شب)
ساعت 11 مسیجش رسید... فدای عاشقانههاش که منو هم جا داده ....
»Mrs. Shin ساعت 12:49 صبح روز یکشنبه 87 فروردین 25