خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا
کجایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی؟
گمـــــــــــــــــــــــــت کردم!
توی کـــــــــــدوم کتابی
کدوم گوشـــــه ی اتاق ایستادی
کجای قلبم نشستی و داری بهم میخندی
فقط دلم یهو برات تنگ شد ...
همین!
چرا یعنی حس نمی کنم بوی خوش ماه رمضون رو
چــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا اخه؟
تو که بامرام بودی نازنین
همیشه من هنوز یه قدم نیومده تو هزار قدم منو میکشوندی طرف خودت
نکنه ناامید شدی؟!
نداشتیــــــــــما
قول داده بودی هیچ وقت تنهام نذاری
میدونی من توی ماه رمضون امسال دنبال چی ام؟!
دنبال تو
اما به شیوه ی خودم
دنبال حس احرام
دنبال اون لباس سفید
اون لبیک ها
یعنی میشه امسال شب قدر مقدر کنی برام دوباره بیام
من که هزار بار بهت گفتم
نگو بهم که حج باید توی دل باشه
تو باید آدم بشی
من این چیزا حالیم نیست
من وقتی میام پیشت
تازه یادم میوفته دنیا دست توئه
من احتیاج دارم به بخشش های تو
به لطف تو
به مهربونی تو
به صفای تو
من احتیاج دارم به تو
حتی اگه بدترین آدم باشم
...
دلم برات خیلی تنگ شده نازنین ...
تازشم نمی خواستم به روت بیارم ...
اما این رسم لوطی گری نبود ...
چی کار کنیم دیگه
تو خدایی و صاحب اختیار
فقط موقع «کن فیکون» ها حواست به این دل ما هم باشه!
دوستت دارم ...
کجایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی؟
گمـــــــــــــــــــــــــت کردم!
توی کـــــــــــدوم کتابی
کدوم گوشـــــه ی اتاق ایستادی
کجای قلبم نشستی و داری بهم میخندی
فقط دلم یهو برات تنگ شد ...
همین!
چرا یعنی حس نمی کنم بوی خوش ماه رمضون رو
چــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا اخه؟
تو که بامرام بودی نازنین
همیشه من هنوز یه قدم نیومده تو هزار قدم منو میکشوندی طرف خودت
نکنه ناامید شدی؟!
نداشتیــــــــــما
قول داده بودی هیچ وقت تنهام نذاری
میدونی من توی ماه رمضون امسال دنبال چی ام؟!
دنبال تو
اما به شیوه ی خودم
دنبال حس احرام
دنبال اون لباس سفید
اون لبیک ها
یعنی میشه امسال شب قدر مقدر کنی برام دوباره بیام
من که هزار بار بهت گفتم
نگو بهم که حج باید توی دل باشه
تو باید آدم بشی
من این چیزا حالیم نیست
من وقتی میام پیشت
تازه یادم میوفته دنیا دست توئه
من احتیاج دارم به بخشش های تو
به لطف تو
به مهربونی تو
به صفای تو
من احتیاج دارم به تو
حتی اگه بدترین آدم باشم
...
دلم برات خیلی تنگ شده نازنین ...
تازشم نمی خواستم به روت بیارم ...
اما این رسم لوطی گری نبود ...
چی کار کنیم دیگه
تو خدایی و صاحب اختیار
فقط موقع «کن فیکون» ها حواست به این دل ما هم باشه!
دوستت دارم ...
»Mrs. Shin ساعت 9:5 عصر روز چهارشنبه 86 شهریور 21