
یلدا
یلدا
یلدا
نمیدانم چرا دوستش ندارم
نمیدانم چرا دوستش ندارم
گریزانم از بودنش
از حسش
...
انگار هر شب یلداست
انگار هر شب یلداست
هر شب طولانی ترین شب سال است
هر شب بارها و بارها میشمارم
یک
دو
سه
...
صبح
نمیآید
نمیشود
کدام شب سال در عین بلندی گرم خواهد بود
کدام شب سال در عین بلندی گرم خواهد بود
و من به زمان دستور میدهم که بایستد
کدام شب سال انقدر گرم با تو بودن میشوم
که به خورشید التماس کنم
شب روشن مرا،رنگ ظاهری سفیدی نزند
کدامین شب سال
برایم یلدا میشوی؟!
منتظرت میمانم
تا هر وقت که بیایی
حتی اگر در تب و تاب مرگ باشم
...
»Mrs. Shin ساعت 12:13 صبح روز چهارشنبه 86 آذر 28