ننویس، بخوان، عشق را از چشمانم ... - به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل






درباره نویسنده
ننویس، بخوان، عشق را از چشمانم ... - به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

لوگوی وبلاگ
ننویس، بخوان، عشق را از چشمانم ... - به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل


موسیقی وبلاگ


عضویت در خبرنامه
 
آمار بازدید
بازدید کل :370497
بازدید امروز : 11
 RSS 

   


وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید
من عاشق چشمت شدم  نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی


»Mrs. Shin ساعت 1:0 صبح روز شنبه 86 مرداد 27

Lilypie Second Birthday tickers