• وبلاگ : به راه باديه رفتن به از نشستن باطل
  • يادداشت : الان!
  • نظرات : 0 خصوصي ، 7 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + اصغراينا 
    مي‏ترسم امام رضام رام نده... چه كنم... چه كنم...
    پاسخ

    امکان نداره کسي رو راه ندن .... من يه معجزه هايي به چشم خودم ديدم که باورم نميشه اقا بخواد کسي رو راه نده ....
    + اصغراينا 

    خودش مي‏فرسته، دسته من نيست. پاكش كن.

    پاسخ

    پاکش کردم!پارسي بلاگ گاهي دوست داره نشون بده ادم کامنت زياد داره!!!!
    + اصغراينا 

    حضرت مي فرمايند اگر به خودتون توجه كنيد براي رفع بديهاتون انقدر فرصت كم مي‏ياريد كه ديگه زماني براي ديگران نمي مونه...

    خدايا از خودم به تو پناه مي برم...

    پاسخ

    يعني پاکش کنم يا برم به خودش بگم؟ اگه به خودش حرفي نميزنم فقط و فقط به خاطر يکيه!!!!
    + اصغراينا 

    غيبت كردي خانم...

    جايي كه نواي فاطميه مي‏ياد نبايد غيبت باشه...

    آرزومه فاطميه كنار قبر مادرم باشم... دعا كن رام بدن... دارم خفه مي شم...

    پاسخ

    يعني واقعا ًغيبت بود؟اون که يه مدت هر روز به اينجا سرک ميکشيد! الان هم نوشتم که اگه اومد بفهمه چقدر ازش بدم مياد .....پاشو برو مشهدالرضا .... از خودشون بخواه

    اگر چشمي فاسد شد كم كم همه روح را فساد مي گيرد...

    چشم شيطان پر از فساد است...

    پاسخ

    چقدر اين حرفي که زدي به پاکديده ميخوره .... ممنونم
    + شيدا 
    ميتوني به جاش خواب منو ببيني
    خواب لولو نديدي كه
    من چند شب به طرز وحشتناكي خوابهاي بسيار واقعي از بعضي آدم هاي زندگيم مي بينم
    الان يادم افتاد
    اينقدر واقعي كه صبحش مي مونم واقعا خواب بوده يا بيداري
    اااااااااااااااااااااه
    كاشكي يادم نيفتاده بود
    يه جوري شدم
    به نظرم دلت و با حال و هواي گذشته نفرست حرم
    همين جا بمونه بهتره
    پاسخ

    من اگه خواب تو رو ببينم که از اول تا اخر بايد بخندم! (اين کامنت چي بود گذاشته بودي توي هم انديشي(((((((((((((((((: ){آدميزاد بودن اما توي اين دنيا زندگي نميکردن خب!!!} اگه بدوني دم ظهر دلم کجا بود،باورم نميشد! ....تازشم ديشب واسه اولين بار دور از موبايلم خوابيدم و تا حدود 4 فقط غلت ميزدم و فکر ميکردم!و يه چيز ترسناک(شايد هم جالب)، احساس ميکردم يکي ديگه هم اون دور و وراست! حس ميکردم وجود يکي رو ..... مرسي بابت همه چيز! (ببين هم دارم جواب کامنتت رو ميدم هم مسيجت رو،سعي کن خودت بفهمي چي ما چيه)
    + شيدا 
    من همونم كه نمي خواستي خوابشو ببيني
    پاسخ

    خدا نکنه تو اوون باشي خانمي.يه لبخند تصنعي داشت که از دور برامدست تکون داد بعد انگاري خدا بهم ميگفت به اين لبخندش اهميت نده ...آخرش هم قاطي پاتي شده بود خوابش ....