• وبلاگ : به راه باديه رفتن به از نشستن باطل
  • يادداشت : ناله‏هاي زار ...
  • نظرات : 0 خصوصي ، 4 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    سلام

    پ.ن.4: گله هاست

    يكشنبه روز باباست... انا و علي ابوا هذه الامه... ميرم ميگم پدر جان من طفل گريزپا... دشمن زياده... ميخوام در پناه شما باشم... پناهم بده... پناهم بده...

    يكشنبه هم گذشت

    يا علي

    با خون دل نوشتم!

    پاسخ

    سلام.الان درستش ميکنم.ممنونم.البته من هنوز جريان اين روزها رو نفهميدم!... پناه گرفتن حس شيرينيه!يک شنبه ي من هنوز نگذشته ..... يکشنبه تازه يه شروعه براي بودن!.....

    راستي يک اعتراض به مصرع دوم بيت سوم...

    بنازم به بزم محبت که آنجا

    گدايي به شاهي مقابل نشيند

    معرفت...محبت...اطاعت

    يا علي

    با خون دل نوشتم!

    پاسخ

    اينو ديگه بايد به حافظ بگيد!من بي تقصيرم!معرفت،محبت،اطاعت يه سکل جالبيه توي زندگي!و از اون قشنگ تر اللهم عرفني نفسک فانک ان لم تعرفني نفسک لم اعرف نبيک...... ضللت عن ديني! در پناه مولا(ژارسي بلاگ قاطي كرده،وسطش جواب رو نميفرسته!فاصله ي دوتا جوابها رو ببينيد)
    سلام..خوبي؟؟؟فعلا كلي كار دارم متن رو هم خوندم ولي دوست دارم سر فرصت برگردم و نظر بدم..بزار تمرينامو واسه استاد جونم ميل كنم برميگردم !!
    پاسخ

    سلام به تو الاه،اسمتو بگو به خاله!خوبي تو؟ بابا دلمون گرفت اينقد تو درس داري!امروز معصومه ازم ميپرسه چه خبر از نگين!ميگم مشغول امتحانا!کي تمومميشه پس؟
    تعداد باز ديد صفحه يکي ....اوللللللللللللللللللللللل
    پاسخ

    فکر کنمنفر 17 هزارمي تو بودي!بعضيا يه جاهاي ديگه اولن،مگه نه؟*-: