• وبلاگ : به راه باديه رفتن به از نشستن باطل
  • يادداشت : كاش ...
  • نظرات : 0 خصوصي ، 8 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     








    سلام
    همينقدر مي دونم که شما هميشه مي تونيد برنده باشيد
    الانشم هستيد .. گر به دقت بنگري...
    اما مشکل اينه که باور نمي کنيم که ما برنده ايم
    و واگذار کردن بازي در مرام يک انسان با باراده نيست
    خودتان نوشته بوديد دلم مي خواست امشب آچمزت کنم
    کم آورديد ؟
    نه... باور نمي کنم
    پاسخ

    سلام.هميشه مثبت نگريتون انرژي بخش بوده ...باور برنده بودن هم فکر کنم به اندازه ي برنده بودن سخته!اون مال اون شب بود اما الان هم قابليت اچمز کردن رو دارم! امروز روز خوبي رو شروع کردم ...ممنونم
    + اصغراينا 

    ...

    خوب دارم فك مي‏كنم مگه چيه...

    پاسخ

    من که فکر ميکنم تو داري به ناهار 4 شنبه فکر ميکني نه به متن من:دي خوبي؟
    امشبه رو شرمنده ...تعطيلم ..اومدم فقط سلام كرده باشم
    پاسخ

    امشب نه اينکه شام غريبان گرفته ام، بلکه به يمن امدنت جان گرفته ام :دي

    كاش مي شد با محبت خانه ساخت

    يك اطاقش را به مرواريد داد

    كاش مي شد آسمان مهر را

    خانه كرد و به گل خورشيد داد

    پاسخ

    دوباره که يادت رفت بنويسي "ياسي جون"! اين يک! دوم اينکه جواب اينها رو کاش ميتونستم بدم!البته عزيزدلمان بهم مهلت داده براي بر طرف کردن کاش ها! سوم اينکه شرمنده مان کردي بانو ... کاش ميشد عشق را تقديم کرد .... *-:

    كاش مي شد در سكوت دشت شب

    ناله ي غمگين باران را شنيد

    بعد دست قطره هايش را گرفت

    تا بهار آرزوها پر كشيد

    كاش مي شد از ميان ژاله ها

    جرعه اي از مهرباني را چشيد

    در جواب خوب ها جان هديه داد

    سختي و نا مهرباني را نديد

    كاش مي شد سرزمين عشق را

    در ميان گام ها تقسيم كرد

    كاش مي شد با نگاه شاپرك

    عشق را بر آسمان تفهيم كرد

    كاش مي شد با دو چشم عاطفه

    قلب سرد آسمان را ناز كرد

    كاش مي شد با پري از برگ ياس

    تا طلوع سرخ گل پرواز كرد