• وبلاگ : به راه باديه رفتن به از نشستن باطل
  • يادداشت : ماه ِ من
  • نظرات : 0 خصوصي ، 9 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    ايستادي بالاي چاه. گفتي مرا مي شناسي؟
    خودم را ديدم و گفتم آري.... به من بال دادي!

    مرا رها کردي در ميان چاه. چاه خودم ...چاه انانيت.

    ومن فرو مي افتم به سرعت عمرم!

    و تو مشتاق مي نگريستي که کي بال خواهم گشود؟ کي از سقوط فروخواهم ايستاد و کي پرواز خواهم کرد تا لب چاه ...

    تا دوباره مرا در دستهايت بگيري....

    تا دوباره بيارمم در آغوشت.

    انا عرضنا الامانت علي السموات والارض فابين ان يحملنها واشفقن منها
    و حملها الانسان...

    پاسخ

    محشر بود ...محشر....ممنونم من ِ او