• وبلاگ : به راه باديه رفتن به از نشستن باطل
  • يادداشت : اين منم،عبدك وابن عبدك ...
  • نظرات : 0 خصوصي ، 4 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + ........................ 
    اف قشنگي بود
    همين
    تنها با من اي فرزند آدم... در شگفتم چگونه تو با مردم انس مي‌گيري و به ديگران دل مي‌بندي در حالي که مي‌داني تنها خواهي مرد. و مي‌داني تنها در قبر خواهي خفت و تنها در پيشگاه من خواهي ايستاد و تنها حساب پس خواهي داد. آيا انديشيده‌اي چقدر تنها خواهي بود؟ ساعتي؟ ماهي؟ روزي؟ سالي؟ چندهزار سال؟ چند ميليون سال؟ با خودت فکر کن و بيانديش، هر قدر که قرار است پس از مرگ با من تنها باشي، در دنيا با من انس بگير. اگر لحظه‌اي، لحظه‌اي؛ و اگر هميشه، هميشه
    پاسخ

    انگار همه ي حرفها رو تو زدي... خوشحالم کردي اومدي و کامنت گذاشتيا! ممنونم ...
    هستيم خدمتتون..ديشب خواب ديدم حرم حضرت معصومه ام دارم سلام ميدم....مرسي
    پاسخ

    سلام گلم... چقدر جالب ...چقدر خوشحالم ... عينهمون روز که با هم حرف ميزديم ...خوشحالاز خوشحالي رفيق! مراقب خودت باش

    تيتر اين نوشته يه چيز ديگه بود

    «عبدك و ابن عبدك»...

    دعايمان كن بانو! دعا كن...

    پاسخ

    سلام بانو...تيترها هميشه خودشون نوشته ميشن ... اينتيتر يه چيز خاصي بود حتي از نظر خودم. محتاجيم به دعاي خيرت ...

    سلام..

    اون متنه رو خوندم..همون آبو تيليت رو..شرمنده كه مجبورم 10تا 10 بخونم.امشب حالم بده..بعدا مي يام حرف ميزنيم فقط خيلي خيلي التماس دعا....

    پاسخ

    سلام گل من... حالا تو هم لازم نيست هر چيزي که من مينويسم رو بخوني که! چي شده نگين؟ منتظرت ميمونم بانوي خوب من ... ديشب به شدت به يادت بودم عزيزم