• وبلاگ : به راه باديه رفتن به از نشستن باطل
  • يادداشت : اين روزهاي خوب مادري ...
  • نظرات : 1 خصوصي ، 4 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + مادرانه 
    اه. قاطي کردم. کامنتم مال چست آخريه بود. مي دونم چطوري اينجا سيو شده؟
    پاسخ

    متوجه نشدم چي شده مادرانه جام عزيزم!
    + مادرانه 
    اون قسمت دراز شدن گوش مادرا بعد از يه مدتي رو خوب گفتي. اصلا دردسر ما مادرا دقيقا مال همينجاست دلبندم.
    پاسخ

    دقيقاً:)))))
    + مهدي 
    سلام

    پستت به دل نشست...
    هفته گذشته براي چندين جلسه و كار اداري تهران بودم. عجب هفته سختي بود، يا من آدم ضعيفي هستم يا اينكه زندگي و كار در تهرون ناجوانمردانه سخت است...باز هم ممنون از اينكه ساكن اين شهر بي آسموني، ولي در خيل با معرفتايي! چقدر جذاب ميشن آدماي ناب وقتي هر روز و هر روز كم ياب تر و ناياب تر مي شن...دمت گرم و سرت خوش باد...(هم تو هم فاطمه عزيزم)
    پاسخ

    سلام،من كه رسماً خونه نشين شدم!شايد باورتون نشه كه اصلا‏ًتحمل موندن توي ترافيك و شلوغيها رو اصلا‏ًندارم!ترجيح ميدم تويخونه حوصله م سر بره و خسته بشم از اينكه همه ش با خانم فاطمه هستم اما نرم بيرون و سر و كله نزنم با آدمهايي كه اينقدر توي اين شلوغي و گروني و ...خسته شدن كه حتي گاهي كوچيكترين مسائل اجتماعي رو هم رعايت نميكنن!البته حرجي بر اونا نيست انگار زندگي توي تهران مردم رو اينجوري كرده شايد منم برم بيرون و اين آلودگي و كثيفي و شلوغي بشينه توي روح و جسمم همينجوري برخورد كنم!!!!
    کاربر گرامي، سلام
    در تاريخ چهارشنبه 29 آذر 91 نوشته (اين روزهاي خوب مادري) شما به فهرست نوشته هاي برگزيده در مجله پارسي نامه افزوده شده است. اميدواريم هميشه موفق باشيد.
    پاسخ

    سلام،ممنون